پرش به محتوای اصلی
ملا مسیح ملا مسیح

رام و سیتا

بخش ۲ - فی مناجات

به هستی دیده چون نگشوده بودم

به خواب نیستی آسوده بودم

نه از همخوا به منّت، نی ز بستر

نه از افسانه، نی از بالش پر

نه در خواب پریشان اضطرابی

نه وسواسی پیِ تعبیر خوابی

ز دزد و پاسبان بی غم غنوده

نه در بسته، نه اسبابِ گشوده

صدای لطف تو سوی خودم خواند

شکر خوابی عدم بر من بشوراند

گدای خفته را بیدار کردن

عطایا دادن است آزار کردن

سلیمانی دها ! من کم ز مورم

به رنج از چه که ای پر زر و زورم

کرم خواهی درم ده بهر محتاج

به منعم گر دهی نامش نهد باج

چو من بی مایه را ده گنج و گوهر

که حاجت نیست بخشیدن به محشر

مرا جز باد نقدی نیست بر دست

ولی نازم که چ ون تو خازنی هست

سخی گنجی که در گنجینه دارد

گدا در کیسۀ خود می شمارد

دلی دارم ز آهن صد قدم بیش

به مغناطیس قدرت کش سوی خویش

خسی را وا رهان زین ورطۀ غم

نه جذب عشق توست از کهربا کم

تهی کن دل به عشق از جمله وسواس

که در سندان نگیرد جا جز الماس

ز طفلی بازی من عشقبازی است

چنین عشقی که بازی شد مجازی است

جوانی گشت صرف باده و جام

شدم پامال ناز هر گل اندام

به پیری خوش ندارم ناز مخلوق

نخواهم عاشقی را جز تو معشوق

ولی این ذره مهوش زان نهادست

که بر لطف و قبولش اعتمادست

بلی همت ازان هر ذره نازد

که با خورشید تابان عشق بازد

به لطف شه فزونی گر ادب نیست

به لطف چون تو می نازم عجب نیست

به طاعت کز تو خواهم چند حاجت

مرا انعام ده بی مزد طاعت

ز طاعت رشوتی خواهی به کارم

بکن، گویا مکن، رشوت ندارم

ز دستم برنیاید یک جوی کار

بدی کردم به جان خویش بسیار

اگر بندم کنی در بند بندم

گناه خویشتن گو بر که بندم؟

به درگاه تو بازآیم به زنهار

شفیعم روی زرد و اشک خونبار

ببین روز سیاهم روی زردم

پشیمانم کنون از آنچه کردم

پشیمانی ندارد سود هر چند

تو آن کن آنچه شاید از خداوند

ندانم زشت و زیبائی کم و بیش

کرم کن انتخاب نعمت خویش

ازآن پس حا جتی خواهم ز درگاه

که باید داد او را خواه ناخواه

گدایی را کرم فرما تمامی

به تاج خسروی تخت نظامی

به لفظم بخت معنی نوجوان ساز

بر اقلیم سخن صاحبقران ساز

کهن فیض نظامی کن چنان نو

که خود را باز نشناسم ز خسرو

مگر حرفی تراود از زبانم

که ماند یادگاری از زمانم

ز خوش لفظی چو دادی گنج بسیار

موافق ساز کردا رم به گفتار

ادامه‌ی رام و سیتا

  1. بخش ۴ - فی نعت سرور کائنات صلی الله علیه و آله و سلمدل از عشق محمد ریش دارم
  2. بخش ۵ - ایضاً فی نعتمهین پیغمبری از نسل آدم
  3. بخش ۶ - حکایت بر سبیل تمثیلبه چشم خویش دیدم عاشق مست
  4. بخش ۷ - در صفت شب معراجشبی سرمایۀ اقبال جاوید
  5. بخش ۸ - در بیان اوصاف پیر خودسعادت نامۀ اختر بلندی
  6. بخش ۹ - در مدح نورالدین جهانگیر پادشاهجهان نو زنده گشت از حسن تدبیر
  7. بخش ۱۰ - در صفت معشوقسخن معشوقۀ عاشق مزاج است
  8. بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستانز من عشق است هندستان زمین را
همه‌ی رام و سیتا ←

ملا مسیح درباره‌ی ملا مسیح

شیخ سعدالله مسیح پانی‌پتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقرب‌خان روابط حسنه‌ای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژه‌های سانسکریت و هند...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.