پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۷

در خمار می دوشینم ای نیک حبیب

آب انگور دو سالینه‌م فرموده طبیب

آب انگور فراز آور یا خون مویز

که مویز ای عجبی هست به انگور قریب

شود انگور زبیب آنگه کش خشک کنی

چون بیاغاری انگور شود، خشک زبیب

این زبیب ای عجبی مردهٔ انگور بود

چون ورا تر کنی زنده شود اینت غریب

می بباید که کند مستی و بیدار کند

چه مویزی و چه انگوری، ای نیک حبیب

ما بسازیم یکی مجلس، امروزین روز

چون برون آید از مسجد آدینه خطیب

بنشینیم همه عاشق و معشوق به هم

نه ملامتگر ما را و نه نظاره رقیب

می دیرینه گساریم به فرعونی جام

از کف سیم بناگوشی با کف خضیب

جرعه برخاک همی‌ریزیم از جام شراب

جرعه بر خاک همی‌ریزد آزاده ادیب

ناجوانمردی بسیار بود، چون نبود

خاک را از قدح مرد جوانمرد نصیب

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنویای ترک ترا با دل احرار چه کارست
  2. شمارهٔ ۱۰الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست
  3. شمارهٔ ۱۱چرخست ولیکن نه درو طالع نحسست
  4. شمارهٔ ۱۲سپیده‌دم که وقت کار عامست
  5. شمارهٔ ۱۳ - در وصف خزان و مدح احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعودالْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
  6. شمارهٔ ۱۴می بر کف من نه که طرب را سبب اینست
  7. شمارهٔ ۱۵این قصر خجسته که بنا کرده‌ای امسال
  8. شمارهٔ ۱۶ - در وصف نوروز و مدح خواجه ابوالحسن بن حسنروزی بس خرمست، می‌ گیر از بامداد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.