پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰

الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست

نه ابرست و نه خورشید، نه بادست و نه گردست

بیار ای بت کشمیر، شراب کهن پیر

بده پر و تهی گیر که مان ننگ و نبردست

از آن باده که زردست و نزارست ولیکن

نه از عشق نزارست و نه از محنت زردست

به جان اندر قوتست و به مغز اندر مشکست

به چشم اندرنورست و به روی اندر، وردست

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲سپیده‌دم که وقت کار عامست
  2. شمارهٔ ۱۳ - در وصف خزان و مدح احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعودالْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
  3. شمارهٔ ۱۴می بر کف من نه که طرب را سبب اینست
  4. شمارهٔ ۱۵این قصر خجسته که بنا کرده‌ای امسال
  5. شمارهٔ ۱۶ - در وصف نوروز و مدح خواجه ابوالحسن بن حسنروزی بس خرمست، می‌ گیر از بامداد
  6. شمارهٔ ۱۷ - در مدح ابوحرب بختیارساقی بیا که امشب ساقی به کار باشد
  7. شمارهٔ ۱۸به فال نیک و به روز مبارک شنبد
  8. شمارهٔ ۱۹جز به چشم عظمت هر که درو در نگرد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.