پرش به محتوای اصلی
منوچهری منوچهری

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳

چو از زلف شب باز شد تاب‌ها

فرو مرد قندیل محراب‌ها

سپیده‌دم، از بیم سرمای سخت

بپوشید بر کوه سنجاب‌ها

به میخوارگان ساقی آواز داد

فکنده به زلف اندرون تاب‌ها

به بانگ نخستین از آن خواب خوش

بجستیم چون گو ز طبطاب‌ها

عصیر جوانه هنوز از قدح

همی‌زد به تعجیل پرتاب‌ها

از آواز ما خفته همسایگان

بی‌آرام گشتند در خواب‌ها

برافتاد بر طرف دیوار و بام

ز بگمازها نور مهتاب‌ها

منجم به بام آمد از نور می

گرفت ارتفاع سطرلاب‌ها

ابر زیر و بم شعر اعشی قیس

همی‌زد زننده به مضراب‌ها

و کاس شربت علی لذة

و اخری تداویت منها بْها

لکی یعلم الناس انی امرو

اخذت المعیشة من بابها

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵ای با عدوی ما گذرنده ز کوی ما
  2. شمارهٔ ۶دوستان! وقت عصیرست و کباب
  3. شمارهٔ ۷در خمار می دوشینم ای نیک حبیب
  4. شمارهٔ ۸آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست
  5. شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنویای ترک ترا با دل احرار چه کارست
  6. شمارهٔ ۱۰الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست
  7. شمارهٔ ۱۱چرخست ولیکن نه درو طالع نحسست
  8. شمارهٔ ۱۲سپیده‌دم که وقت کار عامست
همه‌ی قصاید و قطعات ←

منوچهری درباره‌ی منوچهری

ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.