پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی مهستی گنجوی

رباعیات

رباعی شمارۀ ۱۵۹

چون نیست پدید در غمم بیرون شو

ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو

ای دل تو نوآموز نه‌ای در غم عشق

حاجت نبود مرا که گویم چون شو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارۀ ۱۶۱معشوقه لطیف و چست و بازاری به
  2. رباعی شمارۀ ۱۶۲ای دست تو دست من به دستان بسته
  3. رباعی شمارۀ ۱۶۳اندر دل من ای بت عیار بچه
  4. رباعی شمارۀ ۱۶۴ای روی تو ماه را شکست آورده
  5. رباعی شمارۀ ۱۶۵می خورد به پاییز درخت از ژاله
  6. رباعی شمارۀ ۱۶۶ای شمع رخت را دل من پروانه
  7. رباعی شمارۀ ۱۶۷دلدار به من گفت که می بر کف نه
  8. رباعی شمارۀ ۱۶۸تو مونس غم شبان تاریک نه‌ای
همه‌ی رباعیات ←

مهستی گنجوی درباره‌ی مهستی گنجوی

مَهْسِتی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشته‌اند. از وی کتاب کامل و مستقلی باقی نمانده است (اطلاعات بیشتر). مجموعهٔ رباعیات مهستی به همت آقای علی پی‌سپار و از روی یک نسخهٔ چاپ شده در آذربایجان شوروی به گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.