پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات از منبعی دیگر

شمارهٔ ۲

چو بحرنامتناهی ست دایما امواج

حجاب وحدت ریاست کثرت امواج

جهان و هر چه درو هست جنبش دریاست

ز قعر بحر به ساحل همی کند اخراج

دلم که ساحل دریای بی نهایت اوست

بود مدام به امواج بحر او محتاج

علاج درد دلم غیر موج دریا نیست

چه طرفه درد که موجش بود دوا و علاج

کسی که موج به دریا کشیدش از ساحل

وقوف یافت ز سر حقیقت و معراج

به هر خسی نرسد زین محیط در و گهر

یکی به خس رسد از وی، یکی به گوهر و تاج

ازین محیط که عالم به جنب اوست سراب

مراست عذب فرات و تو راست ملح اجاج

به لون و طعم اگر آب مختلف باشد

ز اختلاف محل است و انحراف مزاج

هر آنچه مغربی از کاینات حاصل کرد

بکرد بحر محیطش به یک زمان تاراج

ادامه‌ی غزلیات از منبعی دیگر

  1. شمارهٔ ۴چه مهرست آن نمی دانم که عالم هست ذراتش
  2. شمارهٔ ۵گنجهای بی نهایت یافتم در کنج جان
  3. شمارهٔ ۶ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی
همه‌ی غزلیات از منبعی دیگر ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.