پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات از منبعی دیگر

شمارهٔ ۱

زآسمان غیبت اول ایزدا خوانم فرست

پس برای خوردن خوان تو مهمانم فرست

از برای شکر نعمتهای بی پایان تو

نعمت بی منتها و حد و پایانم فرست

چون تنم پیدا و جانم هست پنهان دایما

قوت و قوتی تو بی پیدا و پنهانم فرست

تا مگر موجی کشد بازم ز ساحل در محیط

هر زمان صد موج چون دریای عمانم فرست

نیست ما را هر گدایی چون سزای بندگی

چون فرستی بندگی را شاه و سلطانم فرست

ای خدا چون کدخدایم ساختی بی کد و کد

آنچه دانی کدخدا را باید آن، آنم فرست

چونکه در ملک فنا و فقر شاهم کرده ای

هر زمان باج و خراج از پیش شاهانم فرست

آنچه دانی هر مه و هر سال می باید مرا

گر فرستی بعد از آن هر سال چندانم فرست

از زبان مغربی با عز ملک و دین بگو

کز بر خود گوسفند و گندم و نانم فرست

ادامه‌ی غزلیات از منبعی دیگر

  1. شمارهٔ ۳می نماید هر زمان روی از پریرویی دگر
  2. شمارهٔ ۴چه مهرست آن نمی دانم که عالم هست ذراتش
  3. شمارهٔ ۵گنجهای بی نهایت یافتم در کنج جان
  4. شمارهٔ ۶ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی
همه‌ی غزلیات از منبعی دیگر ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.