پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۹۲ - به شاهد لغت افراشته، بمعنی بلند کرده و انباشتهدل از حرص و از کینه انباشته
  2. شمارهٔ ۹۳ - به شاهد لغت کالیدن، بمعنی گریختنز کالیدن یک تن از رزمگاه
  3. شمارهٔ ۹۴ - به شاهد لغت غاوشو، بمعنی خیاری که از بهر تخم رها کنندزرد و درازتر شده از غاوشوی خام
  4. شمارهٔ ۹۵ - به شاهد لغت سنه، بمعنی لعنت و نفرین و هم به شاهد لغت فریه، بمعنی نفرینای فرومایه و در کون هل و بی شرم و خبیث
  5. شمارهٔ ۹۶ - به شاهد لغت غلیواژ، به معنی زغنای بچه حمدونه غلیواژ غلیواژ
  6. شمارهٔ ۹۷ - به شاهد لغت تزه، بمعنی دندانه کلید که از چوب کننددهقان بی ده است و شتربان بی شتر
  7. شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشندمن بر تو فکنده ظن نیکو
  8. شمارهٔ ۹۹ - به شاهد لغت رنبه، بمعنی موی زهارآنگاه که من هجات گویم
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.