پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - به شاهد لغت چنبه، بمعنی چوب پشت در . . . دو چیزش برکن و دو بشکن
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - به شاهد لغت نخکله، بمعنی گوزی ( گردویی) سختای بزفتی علم بگرد جهان
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - به شاهد لغت چیستان، بمعنی اغلوطه پرسیدنی که بعربی لغز گوینداگر این چیستان تو بگشایی
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - به شاهد لغت سور بمعنی مهمانی بانبوهیسوری! تو جهانرا بدل ماتم سوری
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - به شاهد لغت مستی بمعنی گله کردنباده خور و مستی کن مستی چه کنی از غم
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - به شاهد لغت راژ، بمعنی قبه خرمن از غلهپای او افراشتند اینجا چنانک
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - به شاهد لغت بافکار، به معنی جولاهبافکاری بود در شهر هری
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - به شاهد لغت فرسنگسار، به معنی سنگچین که بر سر راه‌ها برای نشان راه کنند، میلی که برای نشان فرسنگ ساخته باشند و آن را دروازه هزار گام نیز گویندنیابی در جهان بی مهر یاری
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.