پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۹۶ - به شاهد لغت غلیواژ، به معنی زغنای بچه حمدونه غلیواژ غلیواژ
  2. شمارهٔ ۹۷ - به شاهد لغت تزه، بمعنی دندانه کلید که از چوب کننددهقان بی ده است و شتربان بی شتر
  3. شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشندمن بر تو فکنده ظن نیکو
  4. شمارهٔ ۹۹ - به شاهد لغت رنبه، بمعنی موی زهارآنگاه که من هجات گویم
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - به شاهد لغت چنبه، بمعنی چوب پشت در . . . دو چیزش برکن و دو بشکن
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - به شاهد لغت نخکله، بمعنی گوزی ( گردویی) سختای بزفتی علم بگرد جهان
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - به شاهد لغت چیستان، بمعنی اغلوطه پرسیدنی که بعربی لغز گوینداگر این چیستان تو بگشایی
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - به شاهد لغت سور بمعنی مهمانی بانبوهیسوری! تو جهانرا بدل ماتم سوری
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.