پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۳۸ - به شاهد لغت مکل، بمعنی کرمی سیاه که در آبستغلبه فروش خواجه که ما را گرفت باد
  2. شمارهٔ ۳۹ - به شاهد لغت بادریسه، بمعنی آن مهره که زنان بر دوک زنند بوقت رشتنگر . . . ت از نخست چنان بادریسه بود
  3. شمارهٔ ۴۰ - به شاهد لغت شاکمند، به معنی نمدی که از پشم سازندبه دستش ز خام گوزنان کمند
  4. شمارهٔ ۴۱ - به شاهد لغت لنجه، بمعنی رفتار بناز لیکن جاهلانهکفش صندوق محنت و . . . زنش
  5. شمارهٔ ۴۲ - به شاهد لغت سوسمار، بمعنی جانوری که ضب گویندش بتازیچنان باد درآرد به خویشتن
  6. شمارهٔ ۴۳ - به شاهد لغت سپار، بمعنی گاوآهن که زمین شکافدترا گردن در بسته به بیوغ
  7. شمارهٔ ۴۴ - به شاهد لغت غر، به معنی دبه خایهبرون شدند سحرگه ز خانه مهمانانش
  8. شمارهٔ ۴۵ - به شاهد لغت خوش، بمعنی زن مادر...
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.