پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۲۹ - به شاهد لغت پشنجیده، بمعنی آب و خون و مثل آن پاشیده شدهبخنجر همه تنش انجیده اند
  2. شمارهٔ ۳۰ - به شاهد لغت سکنجیده، بمعنی تراشیدهز تیرش رخ مه سکنجیده شد
  3. شمارهٔ ۳۱ - به شاهد لغت نیا، بمعنی پدر پدر و پدر مادرز جودم جهانی پرآوازه شد
  4. شمارهٔ ۳۲ - به شاهد لغت نوید، به معنی نالان شدز درد دل آن شب بدان سان نوید
  5. شمارهٔ ۳۳ - به شاهد لغت هلیدن، بمعنی فرو گذاشتنچو گرگ ستمگر بدامت فتد
  6. شمارهٔ ۳۴ - به شاهد لغت دستکره، بمعنی شهری از عراق عجمکاروانی همی از ری به سوی دسکره شد
  7. شمارهٔ ۳۵ - به شاهد لغت پدندر، بمعنی ناپدریاز پدر چون از پدندر دشمنی بیند همی
  8. شمارهٔ ۳۶ - به شاهد لغت نیاز، بمعنی دوستایا نیاز بمن ساز و مر مرا مگذار
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.