پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۳۳ - به شاهد لغت هلیدن، بمعنی فرو گذاشتنچو گرگ ستمگر بدامت فتد
  2. شمارهٔ ۳۴ - به شاهد لغت دستکره، بمعنی شهری از عراق عجمکاروانی همی از ری به سوی دسکره شد
  3. شمارهٔ ۳۵ - به شاهد لغت پدندر، بمعنی ناپدریاز پدر چون از پدندر دشمنی بیند همی
  4. شمارهٔ ۳۶ - به شاهد لغت نیاز، بمعنی دوستایا نیاز بمن ساز و مر مرا مگذار
  5. شمارهٔ ۳۷ - به شاهد لغت چاپلوس، بمعنی فریبندهوان چاپلوس پسته گر خندان
  6. شمارهٔ ۳۸ - به شاهد لغت مکل، بمعنی کرمی سیاه که در آبستغلبه فروش خواجه که ما را گرفت باد
  7. شمارهٔ ۳۹ - به شاهد لغت بادریسه، بمعنی آن مهره که زنان بر دوک زنند بوقت رشتنگر . . . ت از نخست چنان بادریسه بود
  8. شمارهٔ ۴۰ - به شاهد لغت شاکمند، به معنی نمدی که از پشم سازندبه دستش ز خام گوزنان کمند
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.