پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی

  1. شمارهٔ ۲۳ - به شاهد لغت دند، بمعنی ابله و بی باک و خود کامهاندرین شهر بسی ناکس برخاسته اند
  2. شمارهٔ ۲۴ - به شاهد لغت پازند، بمعنی اصل کتاب و اوستا گزارشگویند نخستین سخن از نامه پازند
  3. شمارهٔ ۲۵ - به شاهد لغت سرواد، بمعنی شعردگر نخواهم گفتن همی ثنا و غزل
  4. شمارهٔ ۲۶ - به شاهد لغت افراز، بمعنی بالاز بس رفعتش شاهباز خرد
  5. شمارهٔ ۲۷ - به شاهد لغت بادپیما، بمعنی بیفایده و بی حاصلیکی بادپیمای کم زن بود
  6. شمارهٔ ۲۸ - به شاهد لغت پساوند، بمعنی قافیه شعرهمه یاوه همه خام و همه سست
  7. شمارهٔ ۲۹ - به شاهد لغت پشنجیده، بمعنی آب و خون و مثل آن پاشیده شدهبخنجر همه تنش انجیده اند
  8. شمارهٔ ۳۰ - به شاهد لغت سکنجیده، بمعنی تراشیدهز تیرش رخ مه سکنجیده شد
همه‌ی ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی ←

لبیبی درباره‌ی لبیبی

لَبیبی شاعر ایرانی نیمه نخست سدهٔ پنجم هجری و از استادان مسلم زبان پارسی بوده اما امروز از اشعار او جز از اندکی در دست نیست. وی ظاهراً از مردم خراسان و از دوستان فرخی سیستانی و از کسانی بوده که عنصری با وی خصومت داشته است. مسعود سعد سلمان در قصیده‌ای که به استقبال او ساخته است او را استاد و سیدالشعرا خوانده است. یکی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.