پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷

بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند

که می بندد برین دل بار و محمل تند می راند

جمازه در ره و آویخته دل چون جرس با او

نفیر و ناله دل هم به آواز جرس ماند

سگی دنبال آن محمل، طفیل او دوران من هم

منش لبیک می گویم، چو او سگ را همی خواند

شتربانا، فرود آور زمانی محملش ورنه

ز آب چشم من ترسم شتر در گل فرو ماند

کجا در دل بماند جان، اگر جانان برون آید

کسی کز هم تگی دیدن زمام از دست بستاند

چو من مردم درین وادی، رو، ای سیلاب چشم من

ز مین را گرد بنشانی، شتر جایی که بنشاند

دم سرد مرا، ای باد، لطفی کن، مبر هر سو

هم آن سو بر، مگر گردی ازان رخسار بنشاند

درین ویرانه خواهم داد جان، ار بر سرم ناید

بگو، ای ساربان، باری سر ناقه بگرداند

خروش اشتر او هست از بار گران خسرو

که ریزد کاروان دل، گر او محمل بجنباند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۹دمی نبود که آن غمزه جهانی خون نمی سازد
  2. شمارهٔ ۴۶۰زمانی نیست کز دست تو جان من نمی‌سوزد
  3. شمارهٔ ۴۶۱همه مستی خلق از ساغر و پیمانه می‌خیزد
  4. شمارهٔ ۴۶۲هوایی می رسد کز سر گریبان چاک خواهم زد
  5. شمارهٔ ۴۶۳دلت هر لحظه می‌گردد کجا روی وفا روید؟
  6. شمارهٔ ۴۶۴مشو پنهان برون آ، عالمی را جان بیاساید
  7. شمارهٔ ۴۶۵رخی داری که وصف آن به خاطر درنمی‌گنجد
  8. شمارهٔ ۴۶۶چو ترک مست من هر لحظه ای سوی دگر غلتد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.