پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۰

بیا، جانا، رضای من نگهدار

دمی حق وفای من نگهدار

رضایت بردن دل بود، دانم

تو هم لختی رضای من نگهدار

همه بر دیگران قسمت مکن غم

ازان چیزی برای من نگهدار

مرا عشقت بلا شد، دیگران را

خدایا، از بلای من نگهدار

لبت ناگفته بوسیدم، خطا رفت

مکش، وین یک خطای من نگهدار

هر آبی کان فرو می ریزی از چشم

برای آشنای من نگهدار

صبوری با غمش می گفت در دل

که من رفتم، تو جای من نگهدار

بده بوی خیالت را امانت

که این بهر گدای من نگهدار

مرو ترسان به کوی دوست، خسرو

توکل کن، خدای من نگهدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۲مسلمانان، گرفتارم گرفتار
  2. شمارهٔ ۱۰۷۳چنان چشمی ز رویم دور می دار
  3. شمارهٔ ۱۰۷۴ای دل، ز بتان دو دیده برگیر
  4. شمارهٔ ۱۰۷۵ای لعل لبت چو بر شکر شیر
  5. شمارهٔ ۱۰۷۶ای بر دلم از فراق صدبار
  6. شمارهٔ ۱۰۷۷ای شمع، رخ تو مطلع نور
  7. شمارهٔ ۱۰۷۸در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
  8. شمارهٔ ۱۰۷۹جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.