پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۲

مسلمانان، گرفتارم گرفتار

وزین جال دل افگارم گرفتار

نظر بر نیکوان چندان نهادم

که شد ناگه دل زارم گرفتار

چو خود کردم نظر در روی خوبان

بدین محنت سزاوارم گرفتار

کمند گیسو افگنده ست و کرده

یکی خونریز عیارم گرفتار

گسستن را ندارم طاقت ار چه

ز موی او به یک تارم گرفتار

شبم را حال کی داند که هرگز

به روز من نشد یارم گرفتار

برو از دیده خسرو که بادا

به آب چشم بیدارم گرفتار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۴ای دل، ز بتان دو دیده برگیر
  2. شمارهٔ ۱۰۷۵ای لعل لبت چو بر شکر شیر
  3. شمارهٔ ۱۰۷۶ای بر دلم از فراق صدبار
  4. شمارهٔ ۱۰۷۷ای شمع، رخ تو مطلع نور
  5. شمارهٔ ۱۰۷۸در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
  6. شمارهٔ ۱۰۷۹جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
  7. شمارهٔ ۱۰۸۰صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
  8. شمارهٔ ۱۰۸۱ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.