پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۹

امروز که از باران شد سبزه رعنا تر

سیم و زر گل جمله گشتند به صحرا تر

احوال دو چشم من در گریه یکی بنگر

چون خانه پر روزن اینجاتر و آنجاتر

صد جان نه یکی باید تا صرف کنم در ره

گردد چو کف پایت در راه تماشاتر

آهنگ برون داری، آب است به ره، ای چشم

زین راه تفحص کن خشک است زمین یا تر

در سبزه خرامیدن کردی هوس و شستن

خود سبزه نخواهد بود از خط تو رعناتر

بالاتر هر جا دو چشم تو همی بینم

ابروی تو می بینم از چشم تو بالاتر

خسرو، صفت خوبان می گوی که خود نبود

در هیچ گلستانی بلبل ز تو گویاتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۱نگارا، چشم رحمت سوی من دار
  2. شمارهٔ ۱۰۷۲مسلمانان، گرفتارم گرفتار
  3. شمارهٔ ۱۰۷۳چنان چشمی ز رویم دور می دار
  4. شمارهٔ ۱۰۷۴ای دل، ز بتان دو دیده برگیر
  5. شمارهٔ ۱۰۷۵ای لعل لبت چو بر شکر شیر
  6. شمارهٔ ۱۰۷۶ای بر دلم از فراق صدبار
  7. شمارهٔ ۱۰۷۷ای شمع، رخ تو مطلع نور
  8. شمارهٔ ۱۰۷۸در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.