پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۸

از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد

آب ریاحین سبز هم به تماشا ببرد

برد خط و زلف او جان و دل عاشقان

زان رمقی مانده بود، سبزه به صحرا ببرد

در بن خاری بدم جای گرفته چو گل

باد هوایش مرا آمد و از جا ببرد

تا تو خرامان چو کبک دی به چمن در شدی

کبک برون شد ز باغ، جان به تگ پا ببرد

بوالعجبی بین کزو چشم تو با چون منی

دل به سکونت بداد، جان به مدارا ببرد

خسرو بی سنگ را بود سکونی ز عمر

برگ فراقت بتاخت، جمله به یغما ببرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۰ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
  2. شمارهٔ ۱۰۶۱شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
  3. شمارهٔ ۱۰۶۲گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰۶۳چون گشادی دهان شکر خند
  5. شمارهٔ ۱۰۶۴به ره جولان که دی سلطان من زد
  6. شمارهٔ ۱۰۶۵حدیث حسن تو زین پس کفایتی برسد
  7. شمارهٔ ۱۰۶۶اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد
  8. شمارهٔ ۱۰۶۷مهری که بود با منت، آن گوییا نبود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.