پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۰

ز دوری تو چو خونابه من افزون شد

مرنج ز اشک من ار آستانت گلگون شد

به گرد کوی تو مردم، نگفتیم که سگی

فتاده بود درین کوی، حال او چون شد

بکش به ناز جهانی که شکل و شوخی تو

نه کم ز فتنه دهر و بلای گردون شد

کرشمه چند کنی، یک نظر به گوشه چشم

بدین طرف که جگرهای بیدلان خون شد

به خون دیده نوشتم چو قصه دل خویش

درست نسخه ای از داستان مجنون شد

تو پای پیش نهادی به ره که بخرامی

به پای پس زدن خسته صبر بیرون شد

خیال خنده تست این نه گریه خسرو

که چشمهاش چنین پر ز در مکنون شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۲گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
  2. شمارهٔ ۱۰۶۳چون گشادی دهان شکر خند
  3. شمارهٔ ۱۰۶۴به ره جولان که دی سلطان من زد
  4. شمارهٔ ۱۰۶۵حدیث حسن تو زین پس کفایتی برسد
  5. شمارهٔ ۱۰۶۶اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد
  6. شمارهٔ ۱۰۶۷مهری که بود با منت، آن گوییا نبود
  7. شمارهٔ ۱۰۶۸سوار چابک من پیش چشم من مگذر
  8. شمارهٔ ۱۰۶۹امروز که از باران شد سبزه رعنا تر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.