پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۷

همیشه از نمکت شور در جگر باشد

خوشم که داغ تو هر روز تازه تر باشد

شهید عشق که آلوده شد به خون کفنش

در آفتاب قیامت هنوز تر باشد

دل از نسیم تو صد جا درید و چون ندرد

حجاب غنچه ز بادی که پرده در باشد

همه شبم رود از دیده خون و چون نرود

کسی که غمزه خوبانش در جگر باشد

بمیرم و ز تو پرسش طمع ندارم، از آنک

کجات بر سر بیچارگان گذر باشد

کنم گر از تو فراموش، خاک بر سر من

به زیر خاک که خشتم به زیر سر باشد

میای تنگ ز انبوهی گرفتاران

که بی مگس نبود هر کجا شکر باشد

ز تو به زهر گیاه فراق خرسندم

درخت وصل ندانیم کش چه بر باشد؟

همیشه خسرو بیدار و بختش اندر خواب

چه باشد، ار شب ما را گهی سحر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۹در گریه خون عاشقی کو خان و مان راتر نهد
  2. شمارهٔ ۱۰۶۰ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
  3. شمارهٔ ۱۰۶۱شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
  4. شمارهٔ ۱۰۶۲گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
  5. شمارهٔ ۱۰۶۳چون گشادی دهان شکر خند
  6. شمارهٔ ۱۰۶۴به ره جولان که دی سلطان من زد
  7. شمارهٔ ۱۰۶۵حدیث حسن تو زین پس کفایتی برسد
  8. شمارهٔ ۱۰۶۶اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.