پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۴

گذشت مجلس عیش و خمار می نرود

بماند در دلم، این یادگار می نرود

شبی خراب شدم، نی ز می، ز ساقی خویش

برفت آن شب و از سر خمار می نرود

چه وقت بود که آمد که هیچم از خاطر

طریق آمدن آن سوار می نرود

چرا نمردم در زیر پای گلگونش

هنوز از دلم این خارخار می نرود

همان زمان که برون شد، رقیب را گفتم

که رفتنی دگر است، آن نگار می نرود

جفای ساقی ما را خبر که بیرون رفت

که کس ز مجلس ما هوشیار می نرود

چنین بهاری و من هم به بوی او، چه کنم

که این هوس ز نسیم بهار می نرود

ز گوش خسرو آن زخم چنگ و نای برفت

دلی ز سینه فغانهای زار می نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۶هوایی در سرم افتاده، جانم خاک خواهد شد
  2. شمارهٔ ۱۰۵۷همیشه از نمکت شور در جگر باشد
  3. شمارهٔ ۱۰۵۸از خط او نسخه سبزه به صحرا ببرد
  4. شمارهٔ ۱۰۵۹در گریه خون عاشقی کو خان و مان راتر نهد
  5. شمارهٔ ۱۰۶۰ز دوری تو چو خونابه من افزون شد
  6. شمارهٔ ۱۰۶۱شبی گر آن پسر نازنین به ما برسد
  7. شمارهٔ ۱۰۶۲گر حسن تو آفاق پر آوازه ندارد
  8. شمارهٔ ۱۰۶۳چون گشادی دهان شکر خند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.