پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۱۶

صاحبا شوکت دی ماه بان پایه رسید

که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت

بر قد هیچکس ایام قبایی نبرید

که طمع چشمه خورشید بان چشم ندوخت

میکند باد برفتن حرکتهای خنک

مگر این شیوه ز زهاد ریایی آموخت

با همه ذوق درون گرم نشد وقت کمال

تا که در خلوت او دمبدم آتش نفروخت

بر سر نقده وامی بدعاگو بفرست

پاره هیزم و انگار که آن نیز بسوخت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸مکن خواجه اصلاح شعر کمال
  2. شمارهٔ ۱۹معایبی که در اشعار خواجه عصار است
  3. شمارهٔ ۲۰میزند بنگ صاف/صرف مرشد خواف
  4. شمارهٔ ۲۱یکی شعر سلمان زمن بنده خواست
  5. شمارهٔ ۲۲آن میرکه در سماع سوزی دارد
  6. شمارهٔ ۲۳اگر زهره شنیدی بانگ چنگت
  7. شمارهٔ ۲۴از جناب رفیع داودی
  8. شمارهٔ ۲۵ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.