پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۲۱

یکی شعر سلمان زمن بنده خواست

که در دفترم زآن سخن هیچ نیست

بدو گفتم آن گفته های چو آب

کز آن سان دری در عدن هیچ نیست

من از بهر تو مینوشتم و لیک

سخنهای او پیش من هیچ نیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۳اگر زهره شنیدی بانگ چنگت
  2. شمارهٔ ۲۴از جناب رفیع داودی
  3. شمارهٔ ۲۵ای بلبل خوش نغمه ز ما باد سلامت
  4. شمارهٔ ۲۶بر سر بی‌مو حسام خلوتی را هرکه زد
  5. شمارهٔ ۲۷بما آن صوفی ببریده بینی
  6. شمارهٔ ۲۸به مجمعی که دف از قول خویش میزند لاف
  7. شمارهٔ ۲۹پنج بیت قطعه ات کز گنج آمد فزون
  8. شمارهٔ ۳۰ترک دنیای دون بگیر کمال
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.