پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۲۱ - بی‌تابی کردن سام نریمان از حرمان پریدخت

به ناکام بر پشت جرمه نشست

به خون جگر شست از خویش دست

به سرو خرامان برآورد خم

زده بر فلک ز آتش دل علم

رخ آورد در دم سوی نیمروز

همی تاخت از صبح تا نیمروز

نه راهی بدید و نه رهبر به دست

نه دل برقرار و نه دلبر به دست

در اندیشه کایا چه پیش آیدم

اگر جان برآید کنون شایدم

شب فرقتش چون به پایان برم

ز دریای عشقش کجا جان برم

زمانه به هر صورتم خون خورد

ازین صورتم تا چه نقش آورد

سر ار درنیارد پری پیکرم

ندانم چه آرد قضا بر سرم

ازینم چه گویند اهل شناخت

که نقش رخش دید و جان را بباخت

چرا جان نکردم همان دم نثار

که بستم دل خسته در زلف یار

برین گونه می‌گفت و خون می‌گریست

چه گویم در آن لحظه چون می‌گریست

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۲۳ - سخن گفتن لشکر با سام نریمانزبان برگشودند کای نامدار
  2. بخش ۲۴ - در جواب گفتن لشکر سام راچو آگه نه اید از دل ریش من
  3. بخش ۲۵ - رفتن سام نریمان با قلواد به راه شهر چینجدا شد ازیشان یل صف پناه
  4. بخش ۲۶ - رسیدن سام به کنار دریا و رزم او با زنگیانقضا را که قلواد در پیش بود
  5. بخش ۲۷ - گفتار اندر خواب دیدن سام، فریدون رادرین گفت سام و سری پُر ز خواب
  6. بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلوادبرش رفت و زد بر سرش ناگهان
  7. بخش ۲۹ - کشتن سام نریمان، اژدها رابگفت و روان کرد از دیده آب
  8. بخش ۳۰ - اندر پادشاهی سام در خاور زمینسران سپاهش پذیره شدند
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.