پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۲۰ - سخن گفتن سروش در گوش سام

به گوشش فرو گفت فرخ سروش

که از دست دادی دل و عقل و هوش

که گفتت به هر صورتی سر درآر

تصور کن از نقش صورت نگار

هر آن کو به دل صورت اندیش نیست

یقینم که او جای معنیش نیست

گذر کن ز دل تا به دلبر رسی

ز سر درگذر تا به سرور رسی

گر اهل دلی دل به دلبر سپار

چو از دل برآئی دم از دل برآر

دم سرد را همدم خویش کن

ز مژگان نمک بر دل ریش کن

می صاف از دردی دیده ساز

کباب از دل خون چکانید ساز

دل خسته در پای دلبر نشان

به سرو روانش روان برفشان

بساز از سر زلف او دام دل

برآر از لب لعل او کام دل

درین ره قدم بر سر خویش نه

وز آن پس سر خویش را پیش نه

اگر مرد راهی ز خود درگذر

به منزلگه بیخودی برگذر

به چین رو که فالت همایون شود

ز ماه رخش مهرت افزون شود

به چین زلف دلبر توانی کشید

که از چین شود نافه چین پدید

برو خون خور و سنبلش بر سرآر

که از خون بود اصل مشک تتار

صوابست راه ختا رفتنت

ولی خون خود باد در گردنت

ره چین سپر چون مغ بت‌پرست

که در چین دهد نقش استاد دست

چو سام یل از خواب سر برگرفت

ز مهر رخش چهره در زر گرفت

نه گلزار دید و نه قصر بلند

نه بستان‌سرای و نه نیلی پرند

ستاره غراب سیه بر سرش

فگنده ز خود سایه بر پیکرش

به یاد آمدش صورت دلربا

گهر ریخت از چرخ بر کهربا

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۲۲ - برآمدن آفتاب و رسیدن لشکر پیش سامچو خورشید سر بر زد از کوهسار
  2. بخش ۲۳ - سخن گفتن لشکر با سام نریمانزبان برگشودند کای نامدار
  3. بخش ۲۴ - در جواب گفتن لشکر سام راچو آگه نه اید از دل ریش من
  4. بخش ۲۵ - رفتن سام نریمان با قلواد به راه شهر چینجدا شد ازیشان یل صف پناه
  5. بخش ۲۶ - رسیدن سام به کنار دریا و رزم او با زنگیانقضا را که قلواد در پیش بود
  6. بخش ۲۷ - گفتار اندر خواب دیدن سام، فریدون رادرین گفت سام و سری پُر ز خواب
  7. بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلوادبرش رفت و زد بر سرش ناگهان
  8. بخش ۲۹ - کشتن سام نریمان، اژدها رابگفت و روان کرد از دیده آب
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.