پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۲۳ - سخن گفتن لشکر با سام نریمان

زبان برگشودند کای نامدار

عنان دل خویش را گوش دار

چرا خویش را در جنون افکنی

دل خسته در بحر خون افکنی

مده دل به نقشی که باشد خیال

که ممکن نباشد به نقش اتصال

ترا جادو از ره برون می‌برد

به مکرت به دام جنون می‌برد

یقین است کان صورت بانوئی

خیالست نیرنگ از جادوئی

بدان صورت خوب نیلی‌پرند

ز راهت برون برد دیو نژند

گرت ره زند دیو پتیاره باز

تو پیر خرد رهبر خویش ساز

مکن بیرهی سر میاور به تاب

بکن رحم بر جان غمگین باب

که چشمش به راهست و دل پرامید

به چشمش سیاهست روز سفید

چه باشد کنون گر سخن بشنوی

رخ نامور سوی شاه آوری

اگر میل تو باشد ای نیک‌پی

هم از نسل گردن فرازان کی

منوچهر پیدا کند دختری

که نبود چنان دخت در کشوری

بخواهد پری پیکری چون نگار

که باشد درین غم ترا غم‌گذار

چو در گوش سام این حکایت رسید

برآشفت و آهی ز دل برکشید

به پاسخ چنین گفت کای سروران

مگوئید با من ز مه پیکران

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۲۵ - رفتن سام نریمان با قلواد به راه شهر چینجدا شد ازیشان یل صف پناه
  2. بخش ۲۶ - رسیدن سام به کنار دریا و رزم او با زنگیانقضا را که قلواد در پیش بود
  3. بخش ۲۷ - گفتار اندر خواب دیدن سام، فریدون رادرین گفت سام و سری پُر ز خواب
  4. بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلوادبرش رفت و زد بر سرش ناگهان
  5. بخش ۲۹ - کشتن سام نریمان، اژدها رابگفت و روان کرد از دیده آب
  6. بخش ۳۰ - اندر پادشاهی سام در خاور زمینسران سپاهش پذیره شدند
  7. بخش ۳۱ - دیدن سام، قلواد و رفتن از عقب اوبدین سان چو پاسی ز شب درگذشت
  8. بخش ۳۲ - چگونگی احوال عالم افروز پری با سام نریمانچو دید آنکه با دختری خوب روی
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.