پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۲۴ - در جواب گفتن لشکر سام را

چو آگه نه اید از دل ریش من

مرانید ازین سان سخن پیش من

مرا نقش دیوار دانید و بس

که ناید به چشمم کنون نقش کس

مه عالم آرا به طلعت نکوست

ولی جان ندارد بر نقش دوست

دلم را نباشد جز او دلپذیر

که از جان گریز است زو ناگزیر

دلم فتنه آن پری‌پیکر است

که در عین معنی به چشم و سراست

به وصلش کجا باشدم دست رس

که در چشم عنقا نیاید مگس

نه آنم که برگردم از بهر دوست

که من نقش دیوارم و جانم اوست

پیامم بر پیر مادر برید

دل دردمندش به دست آورید

بگوئید کان کت جگر گوشه بود

دلت را ز خون جگر توشه بود

به خون جگر پرورانیدیش

نمی‌زیستی گر نمی‌دیدیش

کنون رفت و جان را به جانان سپرد

کزین گونه نخجیرش از راه برد

روان گشت و راه ختا برگرفت

چه باشد ختا راه دیگر گرفت

اگر پرسد از من منوچهر شاه

بگوئید کان شاه گیتی‌پناه

که سام نریمان چو پر برگشاد

روان گشت روزی خطا بر نهاد

یکی گورش از راه بیرون فکند

به چشم چو آهوش در خون فکند

چو باد بهار از قفایش ببرد

چو آهوی چین تا ختایش ببرد

یکی لعبت از پرده بنمود چهر

دل از پرده بیرون فتادش ز مهر

چو زلف کجش بر زمین اوفتاد

برآشفت وانگه به چین اوفتاد

خطا کرد و راه ختن برگرفت

دل خسته از جان و تن برگرفت

به چین شد به بوی سر زلف یار

که در چین توان یافت مشک تتار

ازین ره کجا جان به منزل برد

وزین ورطه کشتی به ساحل برد

ولیکن اگر بخت یاری کند

غم دلبرش غم‌گساری کند

به چین حلقه زلف چون عنبرش

به دست آورد یا رود بر سرش

وگر زان که او را سرآید زمان

تو ای شاه فیروز جاویدمان

بگفت این و بر کرد مرکب ز جای

به پیش اندر آورد راه ختای

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۲۶ - رسیدن سام به کنار دریا و رزم او با زنگیانقضا را که قلواد در پیش بود
  2. بخش ۲۷ - گفتار اندر خواب دیدن سام، فریدون رادرین گفت سام و سری پُر ز خواب
  3. بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلوادبرش رفت و زد بر سرش ناگهان
  4. بخش ۲۹ - کشتن سام نریمان، اژدها رابگفت و روان کرد از دیده آب
  5. بخش ۳۰ - اندر پادشاهی سام در خاور زمینسران سپاهش پذیره شدند
  6. بخش ۳۱ - دیدن سام، قلواد و رفتن از عقب اوبدین سان چو پاسی ز شب درگذشت
  7. بخش ۳۲ - چگونگی احوال عالم افروز پری با سام نریمانچو دید آنکه با دختری خوب روی
  8. بخش ۳۳ - رفتن سام به شکار و دیدن قلوش راروان سام نیرم به عزم شکار
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.