پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

قطعات

شمارهٔ ۱۳ - فاجابة بهذه القطعه

فروغ اختر دین محمد

سپهر فضل شمس نخجوانی

توئی مسّاح صحرای معالی

توئی ملاّح دریای معانی

ترا مخدوم خود دانی که دانم

مرا محکوم خود دانم که دانی

گرانی از حضورت کی توان یافت

که ناید از سبک روحان گرانی

ز شعرت عار می باید که نبود

که نبود آب را ننگ از روانی

ننالد بلبل از دستان سرائی

نرنجد طوطی از شکّر فشانی

خلیل و اخفش آن شهرت ندارند

که نیشابوری و جرباد قانی

تو می دانی که داعی را نباشد

غمی از شاعران اصفهانی

نگردد ملتفت شیر سپهری

بغوغان سگان کاهدانی

مگر دیوست رستم کاورد یاد

ز مشتی غرچه ی مازندرانی

در این ره نطق عیسی چون توان یافت

ازین خر کره گان کاروانی

نظامی را چه باک ارهجو خوانند

برو نظّامکان از هرزه خوانی

نه ثالث راز ثانی فرق دانند

نه تمییز مثالث از مثانی

چو در دانش نمی مانی بدین قوم

خداوندا که جاویدان بمانی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - ولهصدف دُرِّ معانی دُر دریای علوم
  2. شمارهٔ ۱۶ - فی الاستیهابمدیر نقطه ی عالم مدار مرکز ملک
  3. شمارهٔ ۱۷ - بمدح المولی الاعظم رکن الدین البکرانیچو شاه شرق ز یغمای روم باز آمد
  4. شمارهٔ ۱۸ - فی تاریخ وفات شمس الدین محمدشاه و کتب علی بنائهمه سپهر هنر شمس دین محمدشاه
  5. شمارهٔ ۱۹ - کتب واحد من الشعرا الیه فی طلب المدادخواستم قطره سیاهی دوش
  6. شمارهٔ ۲۰ - و له أیضاًای که رای تو در سیاهی شب
  7. شمارهٔ ۲۱ - فی طلب العیادةایا سپهر علّوی که رای روشن تو
  8. شمارهٔ ۲۲ - فی الشکایة من بعضی الارذالای سکّه‌ات قراضهٔ اقبال را عیار
همه‌ی قطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.