پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

قطعات

شمارهٔ ۲۰ - و له أیضاً

ای که رای تو در سیاهی شب

نایب شاه گنبد خضر است

از ضمیرت چگونه می خیزد

آب حیوان گر از سیاهی خاست

آفتابی تو روشنت گفتم

بسیاهی پس آرزوت چراست

زان ترا ذره ئی سیاهی نیست

کافتابی و در تو این پیداست

می فرستادمت سیاهی لیک

عقل گفتا مکن که این نه رواست

کس سیاهی بتحفه نفرستد

پیش خورشید خاوری که خطاست

لیک کار تو چون سیه کاریست

بی سیاهی چگونه آید راست

از سیاهی چو رنجه شد طبعت

روشنم شد که علت سود است

نه سیاهی گر آب حیوانست

بمثل ورچه نور دیده ماست

هرچه باید بدیده بفرستم

ور سیاهی دیده ی بیناست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۲ - فی الشکایة من بعضی الارذالای سکّه‌ات قراضهٔ اقبال را عیار
  2. شمارهٔ ۲۳ - فی الاستعطاف من بعض اکابر العصرایا شکوفه ی باغ کرم که گاه صریر
  3. شمارهٔ ۲۴ - فی الشکوی عن تعویق الاحساندی دمی با غمگساری باز می گفتم غمی
  4. شمارهٔ ۲۵ - فی الاستیهابای ز تعظیم و تفاخر زده فرّاش ازل
  5. شمارهٔ ۲۶ - فی الاستفتاایا سپهر معالی که پرتو طبعت
  6. شمارهٔ ۲۷ - کتب علی بنائههر آنگهی که درین صفّه آشیان سازم
همه‌ی قطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.