پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۴۱ - قصیده

خسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرد

در هشت خلد مملکه بستان تازه کرد

کیخسرو تهمتن بر زال سیستان

در ملک نیم روز شبستان تازه کرد

این کعبه را که سد سکندر حریم اوست

خضر خلیل مرتبه بنیان تازه کرد

بهر ثبات ملک چنین کعبهٔ جلال

از بوقبیس حلم خود ارکان تازه کرد

قصری که عرش کنگرهٔ اوست آسمان

از عقد انجمش گهر افشان تازه کرد

مانا که بهر تاختن مرکبان عقل

مهدی به عالم آمد و میدان تازه کرد

یا عالمی ز لطف برآورد کردگار

وانگه در او معادن حیوان تازه کرد

دست کرم گشاد شه و پای بخل بست

تا پیشگاه قصر شرف وان تازه کرد

قحط سخا ز کشور امید برگرفت

گر خلق بهر عاطفه باران تازه کرد

شاهی که بهر کوههٔ زین‌ جنیبتانش

ماهی به چرخ تحفه ز دندان تازه کرد

خاقان اعظم آنکه بقا با سعادتش

هم‌شیرهٔ ابد شد و پیمان تازه کرد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلعآن مه نو بین که آفتاب برآورد
  2. شمارهٔ ۴۴ - دربارهٔ بیماری خودعارضهٔ تازه بین که رخ به من آورد
  3. شمارهٔ ۴۵ - در ستایش عز الدولهدست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد
  4. شمارهٔ ۴۶ - در ستایش اتابک اعظم مظفر الدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگزصبح چون زلف شب براندازد
  5. شمارهٔ ۴۷ - مطلع دومدل به سودای تو سر اندازد
  6. شمارهٔ ۴۸ - قصیدهمنتظری تا ز روزگار چه خیزد
  7. شمارهٔ ۴۹ - قصیدهتشنهٔ دل به آب می‌نرسد
  8. شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غزآن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.