پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

قصاید

شمارهٔ ۵۲ - خسرو گلبن

شد وقت آن که از اثر باد صبحدم

بر تخت سبزه خسرو گلبن نهد قدم

گلشن شود ز جلوه عیان در خیال کور

بلبل کند به نغمه اثر در دل اصم

گردد ز بوی غنچه غمین نکهت بهشت

آید ز رنگ لاله خجل گلشن ارم

اکنون که شد ز لاله گلستان صنم ستان

شاید که صوفیان نپرستند جز صنم

همدم، بده پیاله که وقتی است جانفزا

محرم، بیار باده که عیشی است مغتنم

سبزه چو خط دلبر چینی است دلربا

غنچه چو لعل شاهد رومی است مبتسم

برق صباح را همه دم ناله بی جفا

جام صبوح را همه‌جا گریه بی‌ستم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۴ - میرِ مُلک آرابیا این چشم صورت بین بنه ای دل دمی برهم
  2. شمارهٔ ۵۵ - جلوه دوستساقی از آن مدام روانبخش لعل فام
  3. شمارهٔ ۵۶ - دولت بیدارافتاد چتر دولت بیدار بر سرم
  4. شمارهٔ ۵۷ - درسوگ همسر خودفلک جمعیتم بر هم زند، خواهد پریشانم
  5. شمارهٔ ۵۸ - در کوی عشقتا عشق را قدم بسر کو نهاده ایم
  6. شمارهٔ ۵۹ - والی ولایت مطلقماند به نسترن تن آن سرو سیمتن
  7. شمارهٔ ۶۰ - آن سرو سیم تندوش از درم درآمد، آن سرو سیم تن
  8. شمارهٔ ۶۱ - شاه اورنگ امامتدی به تأدیبم ادیبی نکته سنج و نکته دان
همه‌ی قصاید ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.