پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

قصاید

شمارهٔ ۵۸ - در کوی عشق

تا عشق را قدم بسر کو نهاده ایم

از کوی عافیت قدم آن سو نهاده ایم

آرام و تاب در پر عنقا سپرده ایم

صبر و سکون به سایه آهو نهاده ایم

پا بست زلف سلسله مویی شدیم ما

و اینک به پای سلسله زآن مو نهاده ایم

گامی نرفته ایم نکو در تمام عمر

این گام اول است که نیکو نهاده ایم

بر یاد دوست، شب همه شب تا سحر گهان

شیدا صفت بنای هیاهو نهاده ایم

هر شب در آرزوی دو مرجان لعل او

بر کهربا، دو رشته لؤلؤ نهاده ایم

با نقد مهر دوست که چون زر خالص است

ما سنگ ناقصی به ترازو نهاده ایم

ما بلبلان نغمه سرا مهر خاموشی

بر لب از آن دو لعل سخنگو نهاده ایم

بگذر شبی به کلبه عشاق و از غمش

سرها ببین که بر سر زانو نهاده ایم

با داغ او خوشیم که آخر به یادگار

نقشی به دل از آن رخ دلجو نهاده ایم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۰ - آن سرو سیم تندوش از درم درآمد، آن سرو سیم تن
  2. شمارهٔ ۶۱ - شاه اورنگ امامتدی به تأدیبم ادیبی نکته سنج و نکته دان
  3. شمارهٔ ۶۲ - جام آفتابآمد زمان آنکه دلارام عاشقان
  4. شمارهٔ ۶۳ - روضه رضوانبنال ای خطه یزد و ببال ای ساحت کرمان
  5. شمارهٔ ۶۴ - آفتاب کشور خوبانصبح چو مهر از درم درآمد جانان
  6. شمارهٔ ۶۵ - با کاروان نورفرو ریزم از دوری روی جانان
  7. شمارهٔ ۶۶ - دل ایمنچرا ایمن نباشد دل، چرا ساکن نگردد جان
  8. شمارهٔ ۶۷ - نقطه پرگارای یوسف جان تا کی، در چاه تنی پنهان
همه‌ی قصاید ←

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.