پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

قطعات

شمارهٔ ۲ - تعریف انگشتری

بدستم آمده انگشتری که گردیده

ز درد رشکش عیش دهان خوبان تنگ

ز بس که انگشت از ذوق آن به خود بالید

برون نیاید از دست من به صد نیرنگ

به دست کار حنا می‌کند ز رنگ نگین

ببین ز پرتو یاقوت پنجه گلرنگ

به دست هرکه چراغی ازین نگین دادند

دگر به راه طلب پا نمی‌زند بر سنگ

برین خجسته نگین اسم خویش نقش کنم

چو نام خود را خواهم برآورم از ننگ

چو مادری که جگرگوشه کرده باشد گم

همیشه کان به فراقش به سینه کوبد سنگ

همیشه بینی از آن آب و رنگ یاقوتش

روان ز جدول انگشت آب آتش رنگ

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴ - در معذرت از نرفتن بخانه سیدعلی عودی بطریق مطایبهزبده اهل هنر ای آنکه با صد دیده، چرخ
  2. شمارهٔ ۵ - شکایت از تب و لرزروزگاری شد که با تب لرز هم پیراهنم
  3. شمارهٔ ۶ - در طلب کیفبلند قد را سرگشتگان وادی غم
  4. شمارهٔ ۷ - در مدح یکی از اکابر زمان در تقاضای کمانسپهر منزلتا، صاحبا، فلک ز شهاب
  5. شمارهٔ ۸ - از بزرگی طلب ادای قروض خود را کرده استای خداوندی که باشد نسبت انعام تو
  6. شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده استفلک قد را نمی پرسی که گردون
  7. شمارهٔ ۱۰ - در مدح شهنواز خان موقعی که ظاهرا تحت نظر قرار گرفته بوده استحدیث شکوه گردون بلند خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه جهان صاحبقران ثانیدر کف شاه جهان آن ثانی صاحبقران
همه‌ی قطعات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.