پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

قطعات

شمارهٔ ۵ - شکایت از تب و لرز

روزگاری شد که با تب لرز هم پیراهنم

قسمت من گشته این از سرد و گرم روزگار

وقت رفتن می سپارد خود بمن تب لرز خویش

داد امانت داری درد تو ما را اعتبار

شب که شد از اضطراب پیکر بیطاقتم

تار در پیراهنم چون نبض گردد بیقرار

باز گرمی نامزد کرد از پی همخانگی

دید گردون چون ندارم مونس شبهای تار

فال صحت بهر ما بیند مزاج ایدل مترس

دمبدم بر هم خورد گر استخوآنها قرعه وار

آبرا مانند مشک از نهر گردن می خورم

چون تنور از نان خورم بیرون دهم بی اختیار

پیکر چون موی من از بیقراریهای لرز

نسبتش افزون شوم هر دم بتار زلف یار

زانکه می سوزد درونم ز آتش جانسوز تب

آب چون بینم بسان موج گردم بیقرار

ملک تن از ترکتاز لرزه بر هم خورده است

یکسر مو را بجای خود نبینم استوار

زخم‌های کهنه را بگسسته از هم بخیه‌ها

داغ‌های تازه را افتاده مرهم بر کنار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷ - در مدح یکی از اکابر زمان در تقاضای کمانسپهر منزلتا، صاحبا، فلک ز شهاب
  2. شمارهٔ ۸ - از بزرگی طلب ادای قروض خود را کرده استای خداوندی که باشد نسبت انعام تو
  3. شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده استفلک قد را نمی پرسی که گردون
  4. شمارهٔ ۱۰ - در مدح شهنواز خان موقعی که ظاهرا تحت نظر قرار گرفته بوده استحدیث شکوه گردون بلند خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه جهان صاحبقران ثانیدر کف شاه جهان آن ثانی صاحبقران
  6. شمارهٔ ۱۲ - در مدح شاه جهان و توصیف مرقع شاهیپرورده کدام بهارست این چمن
  7. شمارهٔ ۱۳ - شکایت از تب و لرزسرور ازین میهمان پُرتَعَب یعنی که تب
  8. شمارهٔ ۱۴ - در توصیف از مرقع شاه جهاننقشبند کارگاه صنع همچون زلف یار
همه‌ی قطعات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.