پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

قطعات

شمارهٔ ۳ - شکوه از مفارقت دوستی

چه شد که بی‌سببی پا کشیدی از همه جا

لوند مشرب و آنگاه خویشتن داری

زر شراب به دستت فتاده است مگر

که رفته رفته ز مستی عزیز دیداری

ز دستگیری اهل هنر عجب دارم

ز روزگار نمی‌آید اینقدر یاری

مگر که در گرو باده کرده‌ای دستار

کنون ز برهنگی سر برون نمی‌آری

بس است بر سر ژولیده، موی ژولیده

بیا که مفت گران جان بود سبکباری

ز چشم یار تو پیغام وصل آورده

به کشور تنت ار آمده است، بیماری

همان به خانهٔ خود زود باز می‌گردد

که قاصدان را رسم است زود رفتاری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵ - شکایت از تب و لرزروزگاری شد که با تب لرز هم پیراهنم
  2. شمارهٔ ۶ - در طلب کیفبلند قد را سرگشتگان وادی غم
  3. شمارهٔ ۷ - در مدح یکی از اکابر زمان در تقاضای کمانسپهر منزلتا، صاحبا، فلک ز شهاب
  4. شمارهٔ ۸ - از بزرگی طلب ادای قروض خود را کرده استای خداوندی که باشد نسبت انعام تو
  5. شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده استفلک قد را نمی پرسی که گردون
  6. شمارهٔ ۱۰ - در مدح شهنواز خان موقعی که ظاهرا تحت نظر قرار گرفته بوده استحدیث شکوه گردون بلند خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه جهان صاحبقران ثانیدر کف شاه جهان آن ثانی صاحبقران
  8. شمارهٔ ۱۲ - در مدح شاه جهان و توصیف مرقع شاهیپرورده کدام بهارست این چمن
همه‌ی قطعات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.