پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

قطعات

شمارهٔ ۱ - شکوه از ناتوانی اسب

خدایگانا اسبی که داده‌ای به کلیم

ز ناتوانی هرگز نرفته رو به نسیم

همیشه از عرق خویش کشتی است در آب

شده به یک جا از لنگر رکاب مقیم

برای رفتن هر گام خوش کند ساعت

ز رگ کشیده بر اندام جدول تقویم

ز بس که کاهل طبعش ز راه ترسیده

رمد ز جاده همچون ز مار شخص دهیم

اگر نه اسب مرا دیده است افلاطون

چنین دلیر نگفتی که عالم است قدیم

سکندری‌خور و گه‌گیر و بدلجام و حرون

کسی ندارد زین گونه اسب خوش تعلیم

به کون نشست چو سر از سکندری برداشت

به چوب دنگ تو گویی نشسته است کلیم

چه تازیانه که ازو صُنع ایزدی خورده

بدینقدر که سرش کرد بر دمش تقدیم

پل صراط شده گردنش ز باریکی

چو اهل حشر بر او یال مضطرب از بیم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳ - شکوه از مفارقت دوستیچه شد که بی‌سببی پا کشیدی از همه جا
  2. شمارهٔ ۴ - در معذرت از نرفتن بخانه سیدعلی عودی بطریق مطایبهزبده اهل هنر ای آنکه با صد دیده، چرخ
  3. شمارهٔ ۵ - شکایت از تب و لرزروزگاری شد که با تب لرز هم پیراهنم
  4. شمارهٔ ۶ - در طلب کیفبلند قد را سرگشتگان وادی غم
  5. شمارهٔ ۷ - در مدح یکی از اکابر زمان در تقاضای کمانسپهر منزلتا، صاحبا، فلک ز شهاب
  6. شمارهٔ ۸ - از بزرگی طلب ادای قروض خود را کرده استای خداوندی که باشد نسبت انعام تو
  7. شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده استفلک قد را نمی پرسی که گردون
  8. شمارهٔ ۱۰ - در مدح شهنواز خان موقعی که ظاهرا تحت نظر قرار گرفته بوده استحدیث شکوه گردون بلند خواهم کرد
همه‌ی قطعات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.