پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۳

در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش

غافل زحالم ای ز خدا بیخبر مباش

ترسم به جادهٔ رگ سنگ افتدت گذار

مانند نیشتر همه جا خیره سر مباش

بینی به روی هر که نگاهش به سوی تست

مانند شمع بزم پریشان نظر مباش

یک ره ز رفتن پدرانت حساب گیر

مغرور پنج روزه حیات ای پسر مباش

رنگ پریده سنگ ره رفتن از خود است

یعنی رفیق همره کاهل سفر مباش

جویا بنای قصر عمل را دهد به آب

مغرور اشک ریزی مژگان تر مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۵به گلزاری که در رفتار آید سرو موزونش
  2. شمارهٔ ۷۶۶چنان کز قهر او مانند صهبا آب شد آتش
  3. شمارهٔ ۷۶۷دل به عشق از بستگی وا می شود غمگین مباش
  4. شمارهٔ ۷۶۸از یاد که گردید دلت مسکن آتش
  5. شمارهٔ ۷۶۹به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش
  6. شمارهٔ ۷۷۰ز مستی گر رسد دستم به لب‌های نمک سودش
  7. شمارهٔ ۷۷۱شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
  8. شمارهٔ ۷۷۲هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.