پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

رباعیات

۴۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ معشوق ازل که هر که دل بست بدو
  2. شمارهٔ ۲ ای عشق که با هزار چون بی چونی
  3. شمارهٔ ۳ یارب برهان ز قید اسباب مرا
  4. شمارهٔ ۴ سرچشمه محنت و طرب هر دو تویی
  5. شمارهٔ ۵ نی دفع عطش ز تشنگان آب کند
  6. شمارهٔ ۶ گر بوی تو از باد سحر یافتمی
  7. شمارهٔ ۷ خواهیم به بستر هلاک افتادن
  8. شمارهٔ ۸ دنیا که گرفت در دل و جان جایت
  9. شمارهٔ ۹ ای مه ز فروغ رایت افروخته چهر
  10. شمارهٔ ۱۰ زان گونه کز ابر آمدی برف به بار
  11. شمارهٔ ۱۱ ای خوار و عزیز ری همه خاک رهت
  12. شمارهٔ ۱۲ بی سود یقین دم زیانی می زن
  13. شمارهٔ ۱۳ خواجه که ندیده چشم کس خوانش را
  14. شمارهٔ ۱۴ ای خاک رهت سرمه روشن بصران
  15. شمارهٔ ۱۵ ای دیده حقیقت جهان گذران
  16. شمارهٔ ۱۶ در خلوت تنگ تافت آن شیخ کرخ
  17. شمارهٔ ۱۷ در حیز دهر برفی افتاد شگرف
  18. شمارهٔ ۱۸ آن گل که اجل به سینه چاک افکندش
  19. شمارهٔ ۱۹ دوران فلک نیست به ما راست هنوز
  20. شمارهٔ ۲۰ از تیغ خسان اگرچه بیداد رسد
  21. شمارهٔ ۲۱ ای کرده به بر قبای فیروزه چو گل
  22. شمارهٔ ۲۲ این خانه نه منزل نشاط است و طرب
  23. شمارهٔ ۲۳ این کنج فراغت است و خلوتگه راز
  24. شمارهٔ ۲۴ این نقش بدیع حیرت افزاینده
  25. شمارهٔ ۲۵ تا بر سر خود پات نبینم نروم
  26. شمارهٔ ۲۶ رفتی سوی گشت و نامدی چونست این
  27. شمارهٔ ۲۷ این شکل مدور که نه پایی نه سری
  28. شمارهٔ ۲۸ گردون که پی پاس ز سهم خطرت
  29. شمارهٔ ۲۹ ای در صف مردانگی از سست رگان
  30. شمارهٔ ۳۰ عمری گفتم غذا ز کافور کنم
  31. شمارهٔ ۳۱ ای اشک که امشبم به رو افتادی
  32. شمارهٔ ۳۲ بر حرف هنر خطی ز عیب اندرکش
  33. شمارهٔ ۳۳ جامی روزی فلک به دادت برسد
  34. شمارهٔ ۳۴ جامی کمی زمانه از بیشی به
  35. شمارهٔ ۳۵ راه طلبم ز پای و پی خالی چند
  36. شمارهٔ ۳۶ احمد که اجل به قتل او تیغ کشید
  37. شمارهٔ ۳۷ دارم دلی از خون جگر مالامال
  38. شمارهٔ ۳۸ ای رشک شکر لب تو از لطف سخن
  39. شمارهٔ ۳۹ کی بنده ز لطف شاه خود بگریزد
  40. شمارهٔ ۴۰ در راه طلب طالب و مطلوب نماند
  41. شمارهٔ ۴۱ عمری دل من ز شوق یعقوب تپید
  42. شمارهٔ ۴۲ آب سخنم روان که می خواهم نیست
  43. شمارهٔ ۴۳ از سوزش سودای تو ای شاه فرید
  44. شمارهٔ ۴۴ آن مه که ز شاه قصه چون بنویسد
  45. شمارهٔ ۴۵ گفتم به فلان که رنجت از مهمان چیست

متن اشعار به نقل از گنجور.