پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

رباعیات

شمارهٔ ۳۱

ای اشک که امشبم به رو افتادی

در صحبت جانان نه نکو افتادی

من بودم و یار و خلوت اکنون شده ام

حیران که تو از کجا فرو افتادی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳جامی روزی فلک به دادت برسد
  2. شمارهٔ ۳۴جامی کمی زمانه از بیشی به
  3. شمارهٔ ۳۵راه طلبم ز پای و پی خالی چند
  4. شمارهٔ ۳۶احمد که اجل به قتل او تیغ کشید
  5. شمارهٔ ۳۷دارم دلی از خون جگر مالامال
  6. شمارهٔ ۳۸ای رشک شکر لب تو از لطف سخن
  7. شمارهٔ ۳۹کی بنده ز لطف شاه خود بگریزد
  8. شمارهٔ ۴۰در راه طلب طالب و مطلوب نماند
همه‌ی رباعیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.