پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

رباعیات

شمارهٔ ۱۲

بی سود یقین دم زیانی می زن

بر گرد یقین تار گمانی می تن

مرگ است یقین چنانچه در قرآن است

باشد برسی به مرگ جانی می کن

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۴ای خاک رهت سرمه روشن بصران
  2. شمارهٔ ۱۵ای دیده حقیقت جهان گذران
  3. شمارهٔ ۱۶در خلوت تنگ تافت آن شیخ کرخ
  4. شمارهٔ ۱۷در حیز دهر برفی افتاد شگرف
  5. شمارهٔ ۱۸آن گل که اجل به سینه چاک افکندش
  6. شمارهٔ ۱۹دوران فلک نیست به ما راست هنوز
  7. شمارهٔ ۲۰از تیغ خسان اگرچه بیداد رسد
  8. شمارهٔ ۲۱ای کرده به بر قبای فیروزه چو گل
همه‌ی رباعیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.