پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی

تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی

حاجت به قبله دگرم نیست در نماز

هرجا که می روم تو مرا در مقابلی

با استقامتی که قدت راست متصل

چون ابروان به کشتن عشاق مایلی

خوبان چو ماه از تو کنند اقتباس نور

بی عار اقتباس تو خورشید کاملی

ای آشنا چه آگهی از حال ما تو را

ما غرق و تو نظاره کنان گرد ساحلی

رندی و عاشقی همه زنج است و محنت است

خوش وقت پارسایی و از عشق غافلی

جامی ز زخم تیغ تو می داد جان و بود

ورد زبان او رحم الله قاتلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴منم به کنج خرابات عشق شیفته حالی
  2. شمارهٔ ۲۹۵نگارا بر گرفتاران ببخشای
  3. شمارهٔ ۲۹۶هر روز که در میدان چوگان زدن آغازی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.