پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

ز ایام خرمی نفس دیگرم نماند

جز فقر و نیستی هوس دیگرم نماند

سبحه به کف شمار بدیهای خود کنم

بیرون ز سبحه دسترس دیگرم نماند

جز وایه های طبع که آسودگیم برد

در خواب زحمت مگس دیگرم نماند

برباد رفت هستی خود رسته نفس من

در راه فقر خار و خس دیگرم نماند

کوتاه کردم از همه کس دست التماس

جز سر فقر ملتمس دیگرم نماند

آن طایرم که مانع طوف ریاض قدس

جز چارچوب تن قفس دیگرم نماند

من جامیم به ناکسی خویش مبتلا

پروای ناکسی کس دیگرم نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ماهی چو رخت فلک ندارد
  2. شمارهٔ ۱۵۸معاشران چو می لعل در پیاله کنند
  3. شمارهٔ ۱۵۹با تو یکجا نمی توانم بود
  4. شمارهٔ ۱۶۰زان شست و شو که در چمن از ژاله می‌رود
  5. شمارهٔ ۱۶۱دل باز سراسیمه سیمین ذقنی شد
  6. شمارهٔ ۱۶۲مرا بر نوک مژگان بس که خون دل جگر بندد
  7. شمارهٔ ۱۶۳سرت ز عارضه دهر دردمند مباد
  8. شمارهٔ ۱۶۴بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسید
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.