پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قصاید

شمارهٔ ۱ - فی توحیده سبحانه و تعالی

آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا

گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا

چون درین احصا حصاآسا نیم گویا به صدق

به که بندم راه گویایی چو صدیق از حصا

عد نعمایت چه حد من چو حکمت درازل

ساخت شرط « ان تعدوا» را ز« لا تحصوا» جزا

تاج استغنا و نعلین سلوک راه فقر

دادیم غرقم در انعام تو از سر تا به پا

هر سر مو بر تن ار گردد زبانی شکر گوی

کی توانم کردن از شکرت سر مویی ادا

شکر هر نعمت چو باشد نعمت دیگر خرد

غیر عجز این راه را مشکل که یابد منتها

باشد از ادراک ما تا ذات تو صد ساله راه

وانقدر دیگر بود از نطق تا ادراک ما

چون بود از نطق ما تا ذات تو راه این همه

وصف ذاتت حدنطق ما کجا باشد کجا

گر زبان خود به کام اندر کشد جامی رواست

چون نگردد از زبان در وصف تو کامش روا

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳ - فی نعت النبی صلی الله علیه و سلمنگار من شتر انگیخت رو به حجره من
  2. شمارهٔ ۴ - القصائدسحر چو بر دل من تافت نور صبح نشور
  3. شمارهٔ ۵ - قصیده اخریاین نه قصر است همانا که بهشت دگر است
  4. شمارهٔ ۶ - در جواب انوری واقع شده استهرکه را در دهان زبان باشد
  5. شمارهٔ ۷ - در جواب نامه سلطان رومچو از تنوع اوضاع گنبد دایر
  6. شمارهٔ ۸ - قصیدة اخریوه این چه بارگیست که بهر تجملش
  7. شمارهٔ ۹ - وایضا لهای ماه نوت تراشه سم
  8. شمارهٔ ۱۰ - مرثیه خواجه عبیدالله قدس الله تعالی روحهموج زن می بینم از هر دیده طوفان غمی
همه‌ی قصاید ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.