پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۵

به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک

چراغ عیش فروزد درین سراچه خاک

به حسن صنعت مشاطه ای که آراید

ز خوشه گهر و لعل تاج تارک تاک

که من ز دامن پیر مغان ندارم دست

کشاکش اجلم گر کند گریبان چاک

مکن مزاحمت اهل دل که محفوظ است

ز سنگ بی خردان شیشه خانه افلاک

گلی که بهر کلیم از درخت طور شکفت

توقع از خس و خاشاک می کنی حاشاک

ز عشقم اینقدر ادراک شد که نتوان کرد

به دقت نظر اسرار عشق را ادراک

قدم ز دیر مکش جامی از ملامت غیر

اگر به دیر رسیدی ز طعن غیر چه باک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۷مرا شد جامه جان از غمت چاک
  2. شمارهٔ ۵۴۸ز هجران بر لب آمد جان غمناک
  3. شمارهٔ ۵۴۹برانم از عقب کوچ کرده خود بوک
  4. شمارهٔ ۵۵۰فاح ریح الصبا و صاح الدیک
  5. شمارهٔ ۵۵۱درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ
  6. شمارهٔ ۵۵۲ای که چون غنچه دلی دارم از اندوه تو تنگ
  7. شمارهٔ ۵۵۳زهی اشک من و لعل تو یکرنگ
  8. شمارهٔ ۵۵۴من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.