پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۳۰ - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود

یکی تازه برنای نوخاسته

به شاهانه خلعت تن آراسته

درآمد بر آزادمردی حکیم

به خلوتسرای قناعت مقیم

حکیمش چو دید آنچنان بگذراند

به بالا و بر صدر مجلس نشاند

چو برنا نوای سخن ساز کرد

در گفت و گو پیش او باز کرد

ز هر جا سخن های بسیار گفت

ولی جمله بیرون ز هنجار گفت

نه لفظش فصیح و نه معنی صحیح

به هر لفظ و معنی خطایی صریح

به بیهوده چون شد زبانش روان

بدو گفت پیر کهن کای جوان

به دیگ سخن چون نیی نغز پز

مکن جامه نغز از اکسون و خز

برون می دهی از زبان عیب خویش

ز جامه چه می گیری این پرده پیش

چو جامه سخن بی کم و کاست کن

و یا جامه را با سخن راست کن

بیا ساقیا بین به دلتنگیم

ببخش از می لعل یکرنگیم

چو جام بلور از می لاله گون

برونم برآور به رنگ درون

بیا مطربا برکش آهنگ را

ره صلح کن نوبت جنگ را

ز ترکیب های موافق نغم

شود صد مخالف موافق به هم

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۳۲ - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداختیکی سفله با شکلی از طبع دور
  2. بخش ۳۳ - داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبیل اجمالگهرسنج این گنج گوهرفشان
  3. بخش ۳۴ - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانه اش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایه اش را بیرون کرده خصی سازندغریبی ز فضل و هنر بهره ور
  4. بخش ۳۵ - خردنامه اسکندرسکندر که گنجینه راز بود
  5. بخش ۳۶ - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیدهخلیفه که سلطان آفاق بود
  6. بخش ۳۷ - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزیدبیا ای چو عیسی تجرد نهاد
  7. بخش ۳۸ - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شدیکی روز پرویز و شیرین به هم
  8. بخش ۳۹ - داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریفش آگاهی دادسکندر ز اقصای یونان زمین
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.