پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

خردنامه اسکندری

بخش ۳ - در نعت خواجه ای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین » است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین »

سر سروران تاج آزادگان

سپهدار خیل فرستادگان

مه ابطحی نیر یثربی

کش آن مشرقی گرد و این مغربی

به حکم شریعت طریقت اساس

به نور طریقت حقیقت شناس

جهان را مطاع و خدا را مطیع

اسیران روز جزا را شفیع

محمد که شمع ازل نور اوست

قلم اولین حرف منشور اوست

در گنج هستی به او باز شد

دلش مخزن گوهر راز شد

خرد تشنه فیض تعلیم او

ترشح کش از چشمه میم او

چو شد شمع این سبز قندیل را

به پروانگی خواند جبریل را

به کف داد دارای عرش مجید

ز انگشت تسبیح خوانش کلید

بدان قفل از حقه مه گشاد

ز اعجاز رخشان گهر جلوه داد

شب کفر تاریک چون پر زاغ

برافروخت زان گوهر شبچراغ

همی کرد در کشور محرمی

نبوت سلیمان او خاتمی

چو خاتم درین طاق فیروزه رنگ

ازان بسته می داشت بر سینه سنگ

به ختمیت آن دم که شد متصف

ازان خاتمش بود مهر کتف

چو خاتم که گیرد به دندان نگین

شدش سنگ اعدا به دندان قرین

چون آن سنگ شد با سهیلش رفیق

ز عکسش برآورد رنگ عقیق

گر از لعل گویای او سبحه ران

نشد چون شد اندر کفش سبحه خوان

ببین آن لب معجز آهنگ را

که چون سبحه خوان می کند سنگ را

تن پاکش از ظلمت سایه دور

زمین از فروغ رخش غرق نور

دریغ آمدش سایه از فرش خاک

ازان سایه انداخت بر عرش پاک

گذشت از سپهر برین پایه اش

که تا عرش آساید از سایه اش

ادامه‌ی خردنامه اسکندری

  1. بخش ۵ - در دعای دولتخواهی حضرت ولایت پناهی عبیداللهی لازالت ایام بقائه مصونة عن التناهی و مأمونة عن اصابة الدواهیبه فیض ازل هر که را همرهیست
  2. بخش ۶ - در مدحت سایه خدا که سایه بودن وی مر آن حضرت را چون آفتاب بر همه ذرات عالم روشن است لازال ممدودا علی مفارق العالمیندلم را چو فکرت بدینجا رسید
  3. بخش ۷ - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب استشنیدم که این نکته را ساده ای
  4. بخش ۸ - گوش خالی فرزند ارجمند را به گوهر پند گوهر بند کردن و لوح ساده اش را به نقوش نصیحت نشانمند ساختنبیا ای جگر گوشه فرزند من
  5. بخش ۹ - در نصیحت نفس مفلس از بضاعت طاعت و دلالت وی به طریق تجرید و قناعتدلا دیده دوربین برگشای
  6. بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستادهیکی کعبه رو گم شد از قافله
  7. بخش ۱۱ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری و تقریب نظم این منظومه از عیب تکلف بری که نامزد است به خردنامه اسکندریسخن ز آسمان ها فرود آمده ست
  8. بخش ۱۲ - حکایت آن خاد که گوش بر افسانه غوک نهاد و نقد را به امید نسیه از دست بدادیکی خاد مرغ هوایی شکار
همه‌ی خردنامه اسکندری ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.