فهرست اشعار
- بخش ۶۱ - قصه تحفه مغنیه تاجری می گذشت در بغداد
- بخش ۶۲ - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او را تاجر القصه شد عزایم خوان
- بخش ۶۳ - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی وی هم در آن وقت ها سری سقطی
- بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی تحفه و شیخ در سخن بودند
- بخش ۶۵ - قصه ملاقات ذوالنون مصری قدس الله تعالی سره در حرم مکه با آن کنیزک و مقالات ایشان با یکدیگر لقمه ماهی فنا ذوالنون
- بخش ۶۶ - قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق بود شوخی نشسته بر لب بام
- بخش ۶۷ - مناجات شیخ ابوعلی دقاق قدس سره بر بالای منبر کشته عشق بوعلی دقاق
- بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن هم ز وی آورند کآخر کار
- بخش ۶۹ - دیدن بعضی اصحاب بعد از وفات وی را قدس سره به خواب هم ز وی آورند کز اصحاب
- بخش ۷۰ - در ذکر موت و اهوال آن صرصر مرگ را ببین چه فن است
- بخش ۷۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه بود ازین گونه مرده بوبکر
- بخش ۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل زنگی روی چون در دوزخ
- بخش ۷۳ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا گفت خیرالبشر رسول خدای
- بخش ۷۴ - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن زد حکیمی به طرف باغ قدم
- بخش ۷۵ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهم هر که در زی پاک کیشان است
- بخش ۷۶ - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی زآل فرعون بود ناسره ای
- بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار بود در دل چنان که این دفتر
متن اشعار به نقل از گنجور.