پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل

زنگی روی چون در دوزخ

بینیی همچو موری مطبخ

ننمودی به پیش رویش زشت

لاف کافوری ار زدی انگشت

چشم ها گرد و چشمخانه مغاک

گردکان در کوی فتاده ز خاک

دو لبش طبع کوب و دل رنجان

همچو بر روی هم دو بادنجان

دهنش در خیال فرزانه

فرجه ای ز کدوی پر دانه

دید آیینه ای به ره برداشت

بر تماشای خویش دیده گماشت

هر چه از عیب خود معاینه دید

همه را از صفات آینه دید

گفت اگر روی بودیت چو من

صد کرامت فزودیت چو من

خواری تو ز بد سرشتی توست

بر ره افکندنت ز زشتی توست

اگرش چشم تیزبین بودی

گفت و گویش نه اینچنین بودی

عیبها را همه ز خود دیدی

طعن آیینه کم پسندیدی

مرد دانا به هر چه در نگرد

عیب بگذارد و هنر نگرد

هست در عیبها هنر بینی

از میان صدف گهر چینی

بر هنر هر که عیب بگزیند

از میان گهر صدف چیند

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۴ - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آنزد حکیمی به طرف باغ قدم
  2. بخش ۷۵ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهمهر که در زی پاک کیشان است
  3. بخش ۷۶ - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردیزآل فرعون بود ناسره ای
  4. بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقداربود در دل چنان که این دفتر
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.