پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن

هم ز وی آورند کآخر کار

چون شد این درد بر دلش بسیار

چهره خور چو زرد فام شدی

شیخ دین بر کنار بام شدی

اشک چون ریختی گهر سفتی

رو به خورشید کردی و گفتی

کای جهانگرد آسمان پیمای

شب تاریک کاه روز افزای

ز اول بامداد کز سر کوه

سر زدی با هزار فر و شکوه

تا به اکنون که کردی از تگ و پوی

زرد رو در دیار فرقت روی

تیغ آهیخته زیر پا دیدی

کوههای بلند ببریدی

بس بیابان ژرف پی در پی

که به یک قرص گرم کردی طی

از بسی بحرها به زورق زر

برگذشتی ز موج ناشده تر

ده به ده کو به کو شهر به شهر

یافتند از فروغ فیض تو بهر

هیچ جا دلشکسته ای دیدی

وز خود و خلق رسته ای دیدی

کش ازین غم به دل بود دردی

یا ازین راه بر رخش گردی

سخنان گفتی اینچنین بسیار

تا شدی آفتاب نادیدار

بعد ازان آمدی فرو از بام

همچنان بی قرار و بی آرام

بی قراری عشق بی تمکین

جز به مردن نباشدش تسکین

بلکه آنان که مست این جام اند

چون بمیرند هم نیارامند

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷۰ - در ذکر موت و اهوال آنصرصر مرگ را ببین چه فن است
  2. بخش ۷۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافهبود ازین گونه مرده بوبکر
  3. بخش ۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیلزنگی روی چون در دوزخ
  4. بخش ۷۳ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیباگفت خیرالبشر رسول خدای
  5. بخش ۷۴ - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آنزد حکیمی به طرف باغ قدم
  6. بخش ۷۵ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهمهر که در زی پاک کیشان است
  7. بخش ۷۶ - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردیزآل فرعون بود ناسره ای
  8. بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقداربود در دل چنان که این دفتر
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.